دفتریادداشت

متن مرتبط با «مترسک» در سایت دفتریادداشت نوشته شده است

مترسک

  • نیلوبلاگ

    چند سال پیش یه کتاب داستان که برای کودک و نوجوان بود خوندم که عنوان دقیق و نویسنده رو یادم نمیاد ولی مترسک داشت و داستان از این قرار بود:یه کشاورز پیری بود تو یه روستا یه پسر داشت. پسره یه روز به پدرش گفت که تو روستا نمی مونه و می خواد بره تو شهر زندگی کنه. پیرمرد هر چه اصرار کرد هر چه وعده وعید داد فایده ای نداشت پسر رفت و پیرمرد تنها و دلشکسته شد.پیرمرد شروع کرد به ساختن یک مترسک. مترسک رو وسط مزرعه گذاشت هر روز که می گذشت توجه پیرمرد به مترسک بیشتر می شد. پاییز که شد وقتی پیرمرد دید هوا سرد ش...

    ادامه مطلب