گل محمد و جهن خان در قهوه خانه ملک منصور دیدار می کنند.
در قلعه چمن عروسی پسر بندار هست و عباسجان قصد کشتن پدرش را دارد ولی قدیر موافقت یا مخالفت خود را به زبان نمی آورد و سکوت کرده هست از طرفی قدیر از بندار قول دشتبانی گرفته.
جلیل آلاجاقی دسته ی مطربها را با خود به قلعه چمن می برد که در قهوه خانه ملک منصور با نادعلی و گل محمدها دیدار می کنند نادعلی جیران رقاصه ی مطرب ها را می شناسد و دعوا میان جلیل و نادعلی سر می گیرد و جلیل گوش نادعلی را می برد.
در سوی دیگر در قلعه چمن مراسم و مقدمات عروسی برپاست بعد از ناهار گل محمدها هم به عروسی می آیند و آنجا با وساطت آلاجاقی و فربخش نجف ارباب را آزاد می کنند و برای شام هم نمی مانند
عباسجان که از دیشب قصد کرده پدر را بکشد آنروز را در کشمکش درونی به سر می برد و غافل از اینکه پدرش همان صبح مرده است.
ما را در سایت دفتریادداشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 98