دلم برای وبلاگم تنگ شده بود دلم برای خیلی چیزها تنگ شده حتی برای خودم که یه روزی می تونستم از پس خودم بر
بیام ولی حالا فکر می کنم میبینم که ازدست خودمم خسته شدم فکر می کنم که دیگه به آخرای داستان زندگیم نزدیک شدم فکر می کنم که دیگه نمی تونم براش یه نقطه ی اوج بزارم یا بایه اتفاق مسیرش رو عوض کنم حالا داستان زندگی من افتاده رو به سراشیبی واز دست. خودمم کاری بر نمیاد۰ باید بزارم رو دنده خلاص وخلاصه اش کنم و این که نفهمیدم هدف از آفرینش من چی بوده?
دفتریادداشت...
ما را در سایت دفتریادداشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 247
تاريخ: يکشنبه
21 شهريور
1395 ساعت: 21:13