
زندگی هیچ وقت به کامم نبوده، هیچ وقت از ته دلم نخندیدم، هیچ وقت خیالم راحت نبوده، همیشه یه بهونه ای بوده که ته دلمو بلرزونه درونمو پر از استرس بکنه اشکمو دربیاره.درد دارم هم جسمم هم روح و روانم از شدت درد مچاله شده. خدایا یک تن و اینهمه درد؟ بخوانید...
ادامه مطلب
احساس امنیت تنها حسی هست که بعداز دو یا سه سالگی از وقتی که خواهر کوچیکه به دنیا اومد دیگه رنگش رو ندیدم ولی این روزها چشم هایم رو میبندم و سفر میکنم به دوردستها و آرامش و امنیت آغوش مادرم را به امروزم که نیازمند آرامشم وصل میکنم اما امنیت امروزم باید یه رنگ دیگه داشته باشه اون قدر باید امنیت داشته باشم که بتونم مهر از دل سربه مهرم بردارم با چشم بسته آنروز را می بینم و این گواه آنست که آنروز نزدیک است فردا یا پس فردا ... ...
ادامه مطلب
چند روزيست حال وهواي دلم ابريست بغضي چنان گرفتارم كرده كه منتظر يك خلوت و يك تلنگر هستم كه هاي هاي ببارم xa0دلم از خيلي چيزا گرفته كه به حد انفجار رسيده ام دلم از دوست گرفته كه شايد الان دوست نيست ، گذشته اي رو كه برام خاطره شده دوباره برام زنده مي كنه سر دوست رو فاش كردن آخرت نامردي .شوخيش هم زشتهxa0به دور وبرم كه نگاه مي كنم همه چيز رو غصه اي مي بينم كه آب شدنش محال شده براي پسركي گريه كنم كه پدر ومادرش نمي تونن درست تربيتش كنن ،يا براي دختركي كه توي دلش خونه اي رو نقاشي مي كنه وتو خونه ي دلش ...
ادامه مطلب
مرا ببخش اگر لحظه اي فراموش مي كنم كه تنها xa0نيستم ...
ادامه مطلب
مي آيند ومي روند روزهاي عمر به سرعت برق وباد نه لذتي نه هيجاني نه شور و اشتياقي نه اميدي بي هدف xa0پراز رنجهايي كه تمام نمي شود پر از بيهودگي كه هيچ وقت معني نمي شود اصراري هم به درنگ ندارم بگذار بگذرد اين روزهاي بي هدف فقط در اين انديشه ام كه هدف از خلقت من چه بوده آيا روزي خواهد رسيد كه احساس معنادار بودن پيدا كنم روزي خواهد رسيد كه سوالم جواب داشته باشد اين همه سختي ارزش ش را داشته يا نه؟xa0...
ادامه مطلب