دلتنگم !این روزها هیچ اثری،ردپایی،رنگی،بویی ،حرفی،حدیثی از خوشی نیست. دلم هوای کودکی هایم رو کرده که دلهره ای نداشتم دلم هوای کوه رو کرده که آنروزها بی هیچ هوایی قصد می کردیم دلم هوای فریاد کرده می خواهم بشکنم این سکوت تلخ را؛ ولی می دانم که با شکستنش تلخ تر خواهد شد اوقاتم،طعم زندگیم، روزهای پیش رویم! کاش می شد که دل من هم خوش بود کاش دل من هم گرم بود کاش زیرپای من هم سفت بود کاش راه رفتن من هم بوی امنیت می داد کاش حامیی داشتم ↳ این روزها دلم تنگ است زمستان تمام زندگیم را وجودم را تنگ درآغوش گرفته کاش تاب بخورم تاب تاب تاب بازی خدا منو نندازی اگه یه وقت بندازی بغل بهار بندازی.
دفتریادداشت...ما را در سایت دفتریادداشت دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 116