دفتریادداشت

متن مرتبط با «عماد رام گریه های بی بهانه» در سایت دفتریادداشت نوشته شده است

یا رب سببی ساز...

  • نیلوبلاگ

    یا رب سببی ساز که بتوانم از این روزهای سخت، از این روزایی که مثل شب یا حتی از شب هم تاریکترند، عبور کنم.یا رب سببی ساز از این فصل سرد از این رابطههای یخ زده بگذرم.یا رب سببی ساز از صدایم شادی و از نگاهم شوق ببارد.یا رب سببی ساز دلم نمیرد، من از زنده به گور شدن می ترسم.یا رب سببی ساز..... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • خاطرات روزهای دور

  • نیلوبلاگ

    دورهی ابتدایی بودم سوم یا چهارم یادم نیست. ولی هیچ آثاری از بزرگ شدن در بدنم، فکرم، ذهنم پیدا نبود. اون موقعها عادت داشتیم فصل بهار که می شد می زدیم به کوه و گردش. طبیعت واقعا دلچسب بود. اونقدر از ...

    ادامه مطلب
  • تعبیر رویاها

  • نیلوبلاگ

    انگار مهم نیست تنهاییهام انگار مهم نیست دردهای انباشته در دلم انگار مهم نیست آینده ی مبهم و دردآلود من ؛همه ی دردها ،همه ی ناامیدی ها ی من جز خودم برای کسی مهم نیست برای بقیه مهم که نیست هیج بعضی وقتها دستمایه تحقیر و شماتت و خوره ی جسم و روحم می شوند برای غیر مهم نیست که هیچ برای خدا هم انگار مهم نیست ؛ براش مهم نیست که من تنهام ؛براش مهم نیست که دلم پراز درد هست براش مهم نیست که دلم با ناامیدی ...

    ادامه مطلب
  • بی قرار

  • نیلوبلاگ

    حال و هوای امروزم میان خنده و گریه ست وقتی به خاطرش می آورم تمام دنیا برایم تمام می شود نمی دانم رویابود یا خواب و خیال ولی پربود از حقایقی که به آنها آگاه بودم ولی یقین نداشتم هرکسی از منظری سخن گفت و بی پرده از دلش خبرداد ولی من چشمم به دنبال خودش بود که مرا خواسته بود چشمم به دستان پرامیدش بود به انتظاری که می کشید چقدر حس و حالش رو درک می کردم حال و هوای او هم مثل من بود بی تاب و بی قرار بی قراری او بی تابی او خنده ها و گریه های من بوم زندگیمان را رنگ خواهد زد رنگ زندگی u200f!u200f ...

    ادامه مطلب
  • گريه هاي بي بهانه

  • نیلوبلاگ

    چند روزيست حال وهواي دلم ابريست بغضي چنان گرفتارم كرده كه منتظر يك خلوت و يك تلنگر هستم كه هاي هاي ببارم xa0دلم از خيلي چيزا گرفته كه به حد انفجار رسيده ام دلم از دوست گرفته كه شايد الان دوست نيست ، گذشته اي رو كه برام خاطره شده دوباره برام زنده مي كنه سر دوست رو فاش كردن آخرت نامردي .شوخيش هم زشتهxa0به دور وبرم كه نگاه مي كنم همه چيز رو غصه اي مي بينم كه آب شدنش محال شده براي پسركي گريه كنم كه پدر ومادرش نمي تونن درست تربيتش كنن ،يا براي دختركي كه توي دلش خونه اي رو نقاشي مي كنه وتو خونه ي دلش ...

    ادامه مطلب
  • بی سرانجام

  • نیلوبلاگ

    دلم برای وبلاگم تنگ شده بود دلم برای خیلی چیزها تنگ شده حتی برای خودم که یه روزی می تونستم از پس خودم بربیام ولی حالا فکر می کنم میبینم که ازدست خودمم خسته شدم فکر می کنم که دیگه به آخرای داستان زندگیم نزدیک شدم فکر می کنم که دیگه نمی تونم براش یه نقطه ی xa0اوج بزارم یا بایه اتفاق مسیرش رو عوض کنم xa0حالا داستان زندگی من افتاده رو به سراشیبی واز دست. خودمم کاری بر نمیاد۰ باید بزارم رو دنده خلاص وخلاصه اش کنم xa0و این که نفهمیدم هدف از آفرینش من چی بوده?xa0 ...

    ادامه مطلب